سال های بعد از کرونا - تاریخ: 1399/1/20 ساعت: 21:11
به نظرم تاریخ نسل ما رو به دو قسمت تقسیم کنن بهتره! سالهای قبل از کرونا و سالهای بعد از کرونا!مفاهیم بشری بعد از این اتفاق نحس به کلی عوض میشه! فکرش رو بکنید دنیا به سمتی بره که نتونیم همدیگه رو در اغ
صریر و معلم هنر - تاریخ: 1398/12/7 ساعت: 15:51
دوم راهنمایی بودم. معلم هنری داشتیم که از اساتید خوشنویسی شهر بود. اقای علی اکبر فریدونیمدرسه راهنمایی باهنر درس میخواندم و هیچ وقت هم رابطه خوبی با خوشنویسی نداشتم! ان موقع روزهای دوشنبه و چهارشنبه م
روزگار غریب - تاریخ: 1398/12/7 ساعت: 15:51
نمیدونم توی این فضای مملکت چطوری میشه بیای توی وبلاگ و از سیاست چیزی نگی! اونم با پیشینه و علاقه ای که من به دنیای سیاست دارم. راستش چند وقتیه مکرر در مسیر تهران و بیجار و سقزم! هر چند هفته یک شهر! پا
زمستان همیشه شکنجه گر بوده - تاریخ: 1398/12/7 ساعت: 15:51
فرار میکنم! همیشه از سرما فرار کردم! اصلا انگار درست نشدم واسه جاهای سرد سیر. تحمل سرمام خیلی بالاس ولی زمستون و پاییز رو دوس ندارم! واقعا چطوری از فصل زمستون و پاییز خوشتون میاد؟ البته اینم بگم برای
کرونا - تاریخ: 1398/12/7 ساعت: 15:51
زندگی کردن با زنده موندن خیلی تفاوت داره. از زندگی لذت بردن با رفع نیاز های اولیه و زنده موندن خیلی فرق داره! چند روزیه ترس و وحشت از کرونا همه جا رو گرفته! همه داریم از مرگ فرار میکنیم و این یعنی فاج
the notebook - تاریخ: 1398/12/7 ساعت: 15:51
عشق تنها کلمه ایه که توی دنیا برای هر نفر یه معنی منحصر به فرد داره! در واقع به تعداد ادم های روی زمین تعبیر هست برای عشق! بعد مدت ها برای فرار از این فشار روانی کرونا و ... نشستم و فیلم the notebook
روزهای خاص با تعابیر مختلف! یلدا - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 8:22
تا حالا دقت کردین یلدا هر سال یه معنی داره واسمون! واسه همه ادمهای هر سال معنی یلدا فرق میکنه! ده سال اخیر خودتون رو مرور کنید. توی این ده سال یه شب عاشق و بی قرار بودید! یه شب دلتنگ بودید! یه شب در غ
تغییرات - تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 16:30
از جمله تغییر های وحشتناک اما دوس داشتنی جامعه همین رو براتون بگم که تا ده سال پیش دختر یا پسری که با جنس مخالف ارتباط داشت یه موجود بزهکار و عجیب و غریب به حساب میومد! اما حالا همون ادما معتقدن ادمی
فاجعه ی سکوت - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
گفت عرفان انقد رک حرف میزنه که ادم دوس نداره بعضی حرفاش رو بشنوه!!!!راستش نمیدونم این اخلاق کجا و کی به ما چسبید اما بنده خدا راست میگفت! نمیدونم چرا ادم ها دوس ندارن بعضی حرف هارو نگن یا نشنون! چه مف
برای دوم تیر - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
گاهی دوتا اتفاق همزمان روی زمین می افته که جفتش انعکاس رفتار شماست! دو اتفاق همزمان و موازی باهم پیش میرن و توی یک نقطه مثل برخورد دوتا قطار باهم منجر به یک انفجار مهیب میشن! نقطه ی برخورد دوتا اتفاق
به دنبال دلیلی برای نمردن! - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
همه به مرگ فکر کرده ایم. نه یک بار، هزاران بار! سالهاست کلنجار رفتن با واژه های مرگ و زندگی خوراک اصلی ذهنم شده! جایی که بهم ریخته ترین افکار متصل ذهنم جنگ بین مرگ و زندگیست! یک انتخاب خیلی سخت! بگذار
خیلی چیزها نوشتنی نیست - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
به نظرم موزیک های بی کلام و نقاشی ها خیلی پخته تر و بهتر از هنر نویسندگی و نوشتن هستند! گاهی توی نوشتن به چیزایی برمبخوری که قابل وصف نیست. نمیشه فریاد رو نوشت! غم رو نوشت! سکوت رو نوشت و... خیلی چیزه
انکار - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
بین من و تو فاصله ها بسیار استآن واژه که بسته راه ما، اجبار استعاقد که جواب "بله" را از تو شنیدتو سهم رقیب و سهم من انکار, است ع.بهاری (صریر) پ.ن: انکار,
خاطره من و کلاس اول! - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
اول تیر ماه هر سال به رسم عادت یا بهتر بگم نحوه تربیت پدر عزیز منو میفرستادن روستا خونه عمه م! سال 1376 بود منم طبق معمول روستا بودم. با پسر عمه ها و بقیه بچه های روستا فارغ ز غم دنیا مشغول بازی و اشن
هزیان - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
نمیشه نوشت! یعنی میشه نوشت اما خب تا کی باید بنویسم؟ چندتا از این هزاران دغدغه نانوشته مغزم رو اینجا ثبت کنم؟فضای وبلاگ برام به شدت غم انگیزه! حس میکنم تو یه سلول انفرادی دارم با خودم حرف میزنم و یه ن
چرا واقعا!!! - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
واقعا, چرا کامنت خصوصی میذارید؟ نگران برملا شدن هویتتون هستید؟ نکنه کارمند ام ای سیکس یا سازمان سیا هستین!سالهاست دارم تو این فضای بلاگفا مطلب میذارم و میبینم خیلیا هنوز درگیر گذاشتن کامنت های خصوصین!
صندوقچه - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
تقریبا همه ما گوشه ذهنمون یواشکی یکی رو دوست داریم. خیلی یواشکی. جوری که تقریبا جز خودمون هیچ کس نمیدونه توی صندوقچه, دلمون اسم کی رو قایم کردیم! همه ی طول روز بهش فک میکنیم و همگی طعم دلشوره های یهویی
سرخوردگی - تاریخ: 1398/9/9 ساعت: 15:08
حتما سریال شهرزاد رو دیدید! توی سریال شهرزاد وقتی کودتای بیست و هشت مرداد انجام میشه، فرهاد داستان دچار یک سرخوردگی, سیاسی و اجتماعی میشه! نه تنها فرهاد بلکه اونایی که حداقل نون رو به نرخ روز نخوردن و
سیگاری برای اعدام افکارم - تاریخ: 1398/3/8 ساعت: 18:16
محکوم به اعدام شده افکارمازادترین جواب یک انکارمبا مرگ شبانه روشن کردماین هجمه ی نا امیدی سیگارم برای سلسله کابوس های شبانه! ع.بهاری
سرد - تاریخ: 1398/3/8 ساعت: 18:16
یک قلب درون قهوه ام سرد شدهیک عشق میان سینه ام طرد شدهاز شیر و دهان و بوی آن بیزار استاین زخم دگر برای خود مرد شده ع.بهاری پ.ن:برای تهران و خیابان بزرگمهر و ال نود!